سوالات كنكور براي خانم ها.....
بنده از اينكه اين مطلب رو اينجا گذاشتم از همه ي خانم ها عذر ميخوام.خواهش ميكنم ببخشيد منو....... (اين مطلب صرفا براي شوخي و خنده است و ارزش ديگري ندارد. ستاد مبارزه با شوخي هاي الكي پلكي.....)
ادامه مطلب
من که ازآتش دل چون خم می در جوشم // مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم
بنده از اينكه اين مطلب رو اينجا گذاشتم از همه ي خانم ها عذر ميخوام.خواهش ميكنم ببخشيد منو....... (اين مطلب صرفا براي شوخي و خنده است و ارزش ديگري ندارد. ستاد مبارزه با شوخي هاي الكي پلكي.....)


من خودم شخصآ شعر نو را زیاد دوست ندارم ولی اشعار احمد شاملو با بقیه ی اشعار نو فرق میکنه. نمیدونم چه طور این اشعار رو روی کاغذ آورده ولی هر چی که هست از صمیم قلب به دل خواننده میشینه. این شعر شاملو که روبروی شما قرار داره ذاتآ دارای چنین خصیصه ای هست. اهل دل بد نیست این
شعر رو یک بار بخونن هر چند ممکنه بارها خونده باشن. روح احمد شاملو شاد باد و قبرش گلباران.
داشتم به تنهایی و خاموشی خودم فکر میکردم نمیدونستم چه کار کنم. حالم بد بود.البته حال روحیم رو میگم.نمیدنم چم شده بود.دلم میخواست یه داد بلند بزنم.یا اینکه با یه چیزی شیشه ی پنجره ی اتاقم رو بشکنم.دور وبرم رو نگاه کردم.یه نگاه به قفسه ی کتابخونه ام انداختم.دیوان حافظ رو دیدم.بلندشدم وبرش داشتم.ناخونم رو لای یکی از صفحاتش کردم و زبان پنهان کتاب بهم گفت:
من که ازاتش دل چون خم می در جوشم مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم
قصد جان است طمع در لب جانان کردن تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم
من کی ازاد شوم از غم دل چون هر دم هند وی زلف بتی حلقه کند در گوشم
حاش لله که نیم معتقد طاقت خویش این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم
هست امیدم که علی رغم عد و روز جزا فیض عفونش ننهد بار گنه بر دوشم
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم؟
خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست پرده ای بر سر صد عیب نهان می پوشم
من که خواهم که ننوشم به جز از راوق خم چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم ؟
گراز این دست زند مطرب مجلس ره عشق شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
دیوان حافظ غزل340
کلاسیک بودن ساز پیانو از یکطرف و وجود مطالب و قطعات زیاد موسیقی کلاسیک برای این ساز در ایران به تدریج نوازندگی پیانو را از حالت ایرانی به سمت کلاسیک سوق داد. اتفاقی که برای سایر سازها مانند ویلن در ایران نیفتاد، شاید به این خاطر که بیان احساسات ایرانی با توجه به توانایی های فیزیکی ویلن امکانپذیرتر بود تا با پیانو، به بیان دیگر شاید یک دلیل کشیده شدن نوازندگان پیانو به سمت موسیقی کلاسیک در ایران عدم توانایی ساز در بیان احساسات ایرانی همانند یک نوازنده ویلن بود. امید است موسیقی ایرانی تنها مصرف کننده موسیقی کلاسیک و غربی نباشد و بتواند با استفاده از تکنیک ها و دانش آن حرف های جدید و زیباتری از گذشته برای بیان داشته باشد.
فیلم دنی براسکو:
در حقيقت «جو پيستون» نام دارد و در خدمت سرويس مخفي FBI مي باشد. او بتدريج اعتماد «لفتي» را به خود جلب مي كند و در نتيجه مشخص مي گردد «لفتي» بشدت به يك نفر نياز دارد تا به او اطمينان كند. «لفتي» سرطان دارد، پسرش در دام اعتياد اسير است و دوره زندگي كاملاً ساكني را طي مي كند. «دني» كودك خوبي است كه خوب گوش مي دهد و «لفتي» نياز دارد كه مرشد باشد. در دنياي اين سوي پرده، او مي تواند معلم ايده آلي نيز براي مخاطب باشد. لفتي براي دني تشريح مي كند كه:«اگر من گفتم كه تو دوست من هستي، اين بدان معناست كه وابسته شده اي.» فيلم براساس كتاب موفقي در سال 1978 ساخته شده است. اين كتاب از زندگي واقعي «دني براسكو» الهام گرفته شده است. داستان فيلم به ارتباط كاراكترها در فيلم «رفقاي خوب» شباهت زيادي دارد. آموزشها كاملاً يكسانند، كدهاي خشونت گروه هاي مافيايي بشدت به هم شبيه مي باشند وتقابل بين خشونت ناگهاني و كمدي اتفاق، در هر دو فيلم به يك روش استفاده شده
است. «مايك نول»، كارگردان انگليسي اين فيلم كه بزرگترين افتخارش كارگرداني فيلم موفق «چهار عروسي و چهار تشييع جنازه » مي باشد انتخاب عجيبي است كه كمپاني براي طرح اوليه انجام داده است، اما بي ترديد پس از اكران فيلم اين نتيجه حاصل شده كه به گفته راجر ابرت:«نول تنها كسي بود كه مي توانست دني براسكو را موفق گرداند.» دليل اين امر اين است كه «دني براسكو» در حقيقت درباره خشونت يا اكشن نيست، اين فيلم بيشتر درباره ارتباطهاي انساني است. ما بسرعت متوجه مي شويم كه چرا «لفتي» به سمت «دني» كشيده مي شود، اما زمان مي برد تا درك كنيم چرا دني به لفتي وابسته مي گردد و در انتها مي فهميم كه يك مرد، تمام زندگي اش را ريسك مي كند بدين خاطر كه به ديگري اطمينان كند و بي ترديد طرف مقابل نمي تواند مانند يك موش رفتار كند. سرانجام همه گره ها،
شخصيتها و تبهكاري ها سقوط مي كنند تا در يك لحظه، لفتي به تنهايي تصميم بگيرد كه چه ري اكشني را در مقابل آنچه كه دانسته يا خيال مي كند كه مي داند نشان بدهد. در لحظه اي كه دو مرد رو در روي حقيقت قرار مي گيرند ما به ياد مي آوريم كه چه اتفاقي خواهد افتاد. مخاطب ري اكت پاچينو را پيش بيني مي كند، لفتي در زمينه خاصي پرورش يافته است. او خوب مي داند، تلخ و تيز،
نجيب و مردي است كه «تنها زماني لب مي گشايد كه نياز باشد »؛ يك سرباز باوفا كه با قوانين خاص زندگي كرده و مي ميرد. براي «جاني دپ» بازي در «دني براسكو» تجربه و زمينه تازه اي مي باشد. از ابتدا تا انتهاي فيلم شخصيت او به صورت نسبي تغيير مي كند و در پايان مسن تر مي شود و خسته تر به نظر مي رسد. شخصيت سخت دني از يك جاسوس كار آزموده به يك دوست درجه يك، تغيير قابل توجهي پيدا مي كند و جاني دپ در احياي اين شخصيت تراژيك كاملاً موفق ظاهر شده است . هر وقت فيلم مافيايي تازه اي مي بينم به اين مي انديشم كه چگونه اين ژانر سينمايي هنوز تازه است و در دوره اي كه اين گونه اسطوره ها و نظريات تغييرات شديدي مي كنند، بدون تغيير باقي مانده است؟ دني براسكو يك فيلم مافيايي تازه است با رويكردي جديد و نگاهي بكر. خشونت در اين فيلم، نفرت انگيز است، ولي فيلم حاوي ويژگيهاي انساني منحصر به فردي مي باشد.